جامع ترین وب فارسی |
|||
سلام بر دوستان عزیز بازدید کننده و همچنین هم وبلاگی های گرام عرضم به حضور انورتون که من هر چی می نویسم جنبه ی طنز و شوخی داره و قصد توهین و اهانت به کسی رو ندارم پس لطفا از پست های من ناراحت نشین عنوان:Boys & Girls ببین ازgirls ناز، in کوی و برزن ز صوت boy بیفتد لرزه بر تن به girl face بینی ماه تابان به boy face تو بنگر با دل و جان...
زboy eye ببینی شهوت الآن ز هر finger ز دختر ریزد الماس... به hand برخی از پوران ببین ناس... ز girl ان بوی خوش، سیمای زیبا... ز boy ها همچنین قدهای رعنا... روان girl از فاسد بدور است دل boy ها به روی عشق کور است بیابی Heart دختر را خدایی... صداقت،ساده لوحی،بی ریایی.. ز حرف boy نوای آشنایی... شنو:لاف و دروغ و بی حیایی... پر از خشم،آنکه باboy ها سپر کرد... کمال همنشین در وی اثر کرد...! در آخر say به you ای boy ،که دیگر... نمی ارزی به تار hair دختر... دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
طراح خلاق این چادر حبابی شفاف توانسته شب های پر ستاره را به خانه شما بیاورد، این چادر سبک و دارای کمد، قفسه و حتی روشنایی الکتریکی است. طراح: Pierre Stephane Dumas
برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب ... دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
*********** تو رفته ای در آسمان نگاه تو می کنم پرواز دلم کبوتر و چشمان تو کبوتر باز بکش، بکش تو دلم را به بند، باکی نیست به گریه های مدامم بخند، باکی نیست ببین تو عاقبتم را، چقدر ویرانم بکن دوباره شروعم که رو به پایانم بیا که نقش نگاهم بر آب می ماند سوال سخت دلم بی جواب می ماند ببین به قدر هزاران غروب دلگیرم شبیه شمع شدم قطره قطره می میرم کسی به غیر تو با من وفا نخواهد کرد به گریه های دلم اعتنا نخواهد کرد کسی زبان نگاه مرا نمی فهمد کسی به غیر تو آه مرا نمی فهمد کسی که سوز دلش را نهفت من بودم کسی که حرف دلش را نگفت من بودم بیا تو دفتر سوز دل مرا وا کن سکوت سرد مرا واژه واژه معنا کن بخوان ز سوز دلم آنچه را نهفتم من بخوان هرآنچه در این سال ها نگفتم من دلم هرآنچه کشید از نگاه مردم بود عذاب فاصله ما نگاه مردم بود ز خون سرخ دلم تیغ غصه رنگین بود چقدر روز وداع من و تو غمگین بود غروب و جاده و رفتن، چه طرح غمباری من و ز عشق گذشتن، چه کار دشواری طلوع های دل در غروب می مردند تمام آینه هایم شکست می خوردند سفر رسید و تو رفتی و اشک جاری شد هوای گونه پر از ابر نوبهاری شد تو رفته ای و منم بیقرار آمدنت که می کشم شب و روز انتظار آمدنت تو رفته ای و من اینجا غریبم و تنها گرفته بغض لجوجی ره گلویم را تو رفته ای و من اینجا پر از غم و دردم بپرس حال دلم را ز چهره زردم من از غبار، من از برگبار لبریزم بهار آمده اما هنوز پاییزم تویی طراوت شبنم، تو روح بارانی تو باغ های پر از گل، تو سبزه زارانی تو رفته ای و دلم روشن است می آیی سکوت سرد مرا با سخن می آرایی تو پشت هر شب و روز نرفته پنهانی نشسته ای سر راهم، تو خط پایانی تمام عمر به امید دیدنت طی شد شبانه روز به شوق رسیدنت طی شد بس است در دل غربت اسیر غم بودن اسیر دست خزان جدا ز هم بودن به ذهن سبز رسیدن خطور باید کرد تمام فاصله ها را مرور باید کرد تویی که جز تو کسی را دلم نکرده قبول این شعر سروده نسیم خانم از وبلاگ ستاره شب من باش هست
دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
خویش را اهوی هر صحرا مکن دیده ام را از حسد دریا مکن
بر لبت باغ هوس گل کرده است با نگاهت بی سبب حاشا مکن هر نگاهی سوی عاشق افکنی این همه با چشم خود نجوا مکن ای لبت گل،خنده بر اشکم نزن یار زیبا کار نازیبا مکن باغ جان را هر نفس پاییز هاست با کسان گر می کنی با ما مکن صاحبان را طاقت ازار نیست وعده ی فردا و پس فردا مکن گر زراه دلنوازی خسته ای دلبر من غارت دل ها مکن ای همه نامهربان ازار ما می توانی هر زمان اما مکن (استاد مهدی سهیلی) دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
نامه ی جالب یک پسر زرنگ به پدرش پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». پدربا بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : شرح نامه: پدر عزیزم، با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با مریم پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. مریم به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. مریم چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و مریم بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی. پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من طبقه ی بالا تو خونه هستم. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه.
با تشکر از وبلاگ ۴ دختر شیطون!!! دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
· وزن آلباتروس بالغ حدود 8کیلوگرم است · اگر بال های او کاملا باز شود طولی معادل 350سانتی متردارد!!! · میتواند مسافتی حدودچندین برابر محیط کره زمین پرواز کند!!! · فقط برای تخم گذاری به خشکی می آید · هنگامی که در مسیر باد موافق قرار می گیرد حدود 180کیلومتر درساعت سرعت دارد!!!
دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
سلام
یه بار که میخواستم زنگ بزنم خونه خالم شماره رو اشتباه گرفتم با اجازتون چنتا جمله انگلیسی هم ردیف کرده بودم واسه مسخره بازی همینکه تلفن رو جواب داد چون زن بود ما هم بستیمش به حرف و چرت و پرت پروندن اجازش ندادم که حتی بگه تو کی هستی !!! تا اینکه نمیدونم چی گفت که من فهمیدم اشتباه گرفتم زود قطعش کردم تا اینکه چند دقیقه بعد زنگ زد خدا رو شکر نفهمید که من پای تلفن بودم خلاصه بستمونبه فحش میگفت>به اون گوریل عوضی بگو............ خلاصه ماهم به رومون نیاوردینم و همین طور می گفتم چشم بهشون می گم ........ من از طرف اوشون از شما عذر خواهی می کنم و................ دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی) آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی) آلبانی: سرزمین کوه نشینان آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی) آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
برای خواندن بقیه مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید. ادامه مطلب ... دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : A.R.A.N
FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT=" ..
سلام... 1- هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.{جدی نگیر!!!توی این قحطی کو خواستگار؟!}
آخرین مطالب پيوندها
![]() |
|||
![]() |